مطالب

جامعه شناسی جنگ و این روزها

چندی پیش در کلاس “جامعه شناسی جنگ ” موضوع “قدرت اجتماعی” و نقش آن در بازدارندگی را با دانشجویان مطرح می کردم. این مباحث قبل از اقدام ناجوانمردانه امریکا در به شهادت رساندن سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و مجاهد شهید ابومهدی المهندس و دیگر شهدای عزیز همراه آنان و وقایع بعد از آن بود. این اتفاقات بگونه ای رقم خورده است که نیاز است به آن پرداخته شود.

جنگ کنش جمعی سازمان یافته بین گروهها، کشورها و دولت ها با استفاده از انواع روشها و ابزارها برای کاهش و نابودی انواع سرمایه های گروه رقیب و یا افزایش انواع سرمایه های گروه خودی است.

بنابراین تعریف سالهاست که ما در شرایط جنگی قرار داریم و شرایط جنگی روشها و شیوه های خاص خود را برای اداره امور طلب می کند. در این شرایط لازم است همه اجزای اداره کننده کشور وآحاد مردم با هم و در کنار هم متناسب با نوع سرمایه هایی که در اختیار دارند، برنامه ریزی شده و یا آتش به اختیار، آرایش جنگی گرفته و از سرمایه های میهن عزیزمان دفاع و در هر اندازه که ممکن است آنها را افزایش و ارتقاء دهیم. برای این منظور لازم است:

  • با هر نوع اقدام که سرمایه های–اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و انسانی و … _ ما را می­کاهد مقابله ­ی متناسب شرایط جنگ صورت گیرد.
  • دوم متناسب با شرایط جنگ برای تولید انواع سرمایه های داخلی اقدام و موانع آن را رفع نمایند.
  • سوم در هر اندازه ای و با هر روشی که می شود باید به دشمنان لطمه زد و سرمایه های آنها را نابود کرد. این سه وظیفه دولت و ملت است که در سطوح مختلف نسبت به آن اهتمام ورزند.
  •  در این راستا سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف بویژه در سطح ملی از مهمترین سرمایه هاست. سرمایه ای که این ملت آن را با خون دل و با نثار خون پاک ترین بندگان خدا و بهترین جوانان این کشور در طول سالیان متمادی بویژه در دوران اخیر بدست آورده و بر همه واجب است به هر شکل که می توانند از آن مراقبت و محافظت نمایند.

سرمایه اجتماعی بزرگداشت و وثوق، یا احترام و اعتمادِ حاصل از انباشت تعاملات پیش بینی پذیر منطبق بر هنجارها و ارزش ها در ایفای نقش است. در جنگ اجتماعی هدف کاهش و نابودی سرمایه اجتماعی و همبستگی است. و در این جنگ آنچه بیش از همه مورد هجمه دشمنان است سرمایه اجتماعی کشور و نظام برآمده از اراده ملت، مسئولین و همبستگی مردم است. وقایع و کنشگری مجازی و عینی پس از مشخص شدن علت سقوط هواپیمای اوکراین نوعی از این هجمه است.

پس از اقدام جنایتکارانه آمریکا در ترور دولتی مجاهدان اسلام، انقلاب اسلامی و مقاومت، شهید عزیز سردار قاسم سلیمانی و شهید عزیز ابومهدی المهندس و دیگر شهیدان بزرگوار همراه آنها، جنگ امریکا به عنوان پایتخت و فرمانده جبهه استکبار و نظام سرمایه داری وارد مرحله جدید و علنی و مستقیم نظامی نیز شد.

ترامپ و همفکرانش درصدد آن بوده و هستند به زیان همه طرف­های ممکن، رقبای دور  و نزدیک خود همانند چین، هند، روسیه، ایران و جبهه مقاومت، و حتی به زیان هم پیمانان اروپایی و عربی خود، از طریق فروش قریب حداقل 15میلیون بشکه نفت خود در روز و فروش سلاح مورد نیاز طرفهای دیگر جنگ بویژه گاوان شیرده منطقه، به هر قیمت ممکن ضعف و نقصان اقتصادی خود را جبران نمایند.

همچنین در ایام نزدیک به انتخابات با به راه انداختن جنگ و تهدید مصنوعی، مشارکت مردم خود را در انتخابات افزایش دهند و با نادیده شدن کاستی های ترامپ و جریان استیضاح او پیروزی خود را قطعی نمایند.

آمریکا در سالیان پس از انقلاب اسلامی ایران در هر جبهه و عرصه ای توانسته و در هر شکل ممکن تلاش کرده است انواع سرمایه های ما را همانند دیگر کشورها و گروه­های آزادیخواه و انقلابی تقلیل دهد. از سرمایه های اقتصادی گرفته تا سرمایه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، انسانی و…

آنها در این اقدام اخیر خود کاملا دچار اشتباه محاسباتی شدند و آن کار را که نباید می کردند انجام دادند.

سردار سپاهی شهید ما نمادی از مدیریت تراز حکومت جمهوری اسلامی بود. سلوک این شهید عزیز که در طول عمر خود با مجاهده در راه خداوند به جهاد پرداخته بود، منبع ارزشمندی برای تولید سرمایه اجتماعی و سیاسی برای میهن عزیزمان بود.

شهادت مظلومانه این فرمانده با عزت اگر چه غم انگیز و تاسف بار بود، اما همچون حیات طیبه اش، موجب اعتلاء اسلام و انقلاب گردید. همه آحاد جامعه حتی مردمی که بواسطه سوء مدیریت و ناکارآمدی بخشهای اجرایی و مشکلات ناشی از آنها از وضع اداره کشور ناراحت هستند بار دیگر به میدان امدند و سرمایه اجتماعی پنهان نظام را هویدا نمودند. قدرت اجتماعی ناشی از این واقعه ملی بزرگ، امریکا را از کرده خود پشیمان و به عنوان مهمترین عامل بازدارنده برای ادامه اقدام نظامی علیه ایران تبدیل نمود.

امریکا از پیامدهای این اقدام نابخردانه خود درس عبرت گرفته و تاکتیک خود را عوض نموده حداقل موقتا دوباره به جنگ نرم رو آورده تا ازاین طریق همبستگی و احساس غرور و افتخار مردم را بکاهد.  بر ماست که این سرمایه اجتماعی که مهمترین مولفه قدرت اجتماعی کشور است را قدر بدانیم و از آن مراقبت نمائیم. همه باید از هر اقدامی که آن را خدشه دار کند بپرهیزیم.

از سوی دیگر جلوه ای دیگر از مدیریت جهادی و انقلابی که به دست همسنگران حاج قاسم سلیمانی، به فرماندهی شهید عزیز تهرانی مقدم و همرزمان او توان باز دارندگی ما را افزوده، در این ماجرا بروز و ظهور کرد و هیمنه امریکا را پس از 70 سال فرو ریخت.

حمله موشکی دلاور مردان سپاه که با اتکا به نصرت الهی و پشتیبانی مردم شریف و دیگر نیروهای مسلح ایران اسلامی به خون خواهی شهیدان عزیز مقاومت انجام شد-علیرغم پنهان کاری و بایکوت خبری امریکائیها-ضربه ای اساسی به حیثیت امریکا وارد نمود. بررسی برخی شواهد بیانگر گستردگی و عمق تلفات نیروهای امریکا و خسارات سنگین به امکانات و تجهیزات آنهاست. این مسیر افتخار آمیز امروز بدست سردار عزیزی دیگر مدیریت می شود. امریکا بغض و کینه این عزیزان را بدل دارد و از هر راه ممکن بدنبال حذف آنان است. خواه حذف فیزیکی از طریق ترور باشد و خواه حذف از طریق کاستن سرمایه اجتماعی آنان.

به زبانی ساده قدرت به معنی آن است که اراده خود را به دیگری تحمیل کنی و مانع تحمیل اراده دیگری به خود شوی.

نابودی داعش علیرغم میل امریکا و هم پیمانانش، موشک باران مقرهای داعش پس از حمله به مجلس، ساقط کردن پهباد امریکا و توقیف مقتدرانه کشتی انگلیسی در خلیج فارس و باز پس گیری نفت کش توقیفی ایران و موشک باران پایگاه عین الاسد بدست رزمندگان اسلام، جلوه هایی از اعمال قدرت و ممانعت از اعمال قدرت امریکا و دیگران است.

امریکائیها پس از انهدام پهبادشان از ایران تقاضا کردند که با هماهنگی خودمان نقطه ای بی ارزش را بی اینکه خسارتی به بار آورد بزنند تا حیثیت­شان حفظ شود. اقتدار ناشی از همبستگی ملت رشید ایران با رهبری مدبرانه مقام معظم رهبری  و عزم استوار سپاهیان، ارتشیان و بسیجیان عزیز آنها را ناکام گذارد. اگر فرض کنیم زدن پایگاه عین الاسد با هماهنگی و اطلاع رسانی قبلی با آنها بوده باشد -که نیست و لغو بایکوت خبری آن را ثابت خواهد کرد- باز هم نشانه قدرت و اقتدار ایران عزیز ماست که می تواند اراده خود را به ابر قدرت جهان تحمیل کند.

امریکائیها در تصور خود در عملیات جنایتکارانه به شهادت رساندن سردار حاج قاسم سلیمانی بدنبال آن بودند که اولا حیثیت از دست رفته خود پس از ساقط شدن پهباد بدست آورند و ثانیا غرور ملی و سرمایه اجتماعی ناشی از تقابل پیروزمندانه ایران با امریکا را در آن ماجرا خدشه دار کنند. خطای محاسباتی ناشی از حماقت ترامپ و دیگر حکام امریکایی باعث شد که نه تنها به اهداف خود نرسیدند بلکه به عکس موجب انسجام و همبستگی بیشتر مردم شده و احساس افتخار به وجود نظام مقتدری که می تواند امریکا را به زانو درآورد و از مردم و منافع خود دفاع کند در مردم بیش از پیش شد.

متاسفانه از همان ابتدای خبری شدن شهادت شهدای مقاومت، سربازان نفوذی ضد انقلاب که خود را در راس هرم جریان واگرای انقلاب اسلامی جای داده اند شروع به نقش آفرینی نمودند و در فضای مجازی اهداف امریکا را دنبال کردند. منع مسئولان نظام از رفتار متقابل با امریکا با القاء ترس آغاز جنگ و تحمیل خسارت به کشور، تلاش برای مصادره سیاسی شهید عزیز سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و حداقل جدا سازی او از نظام اسلامی، خدشه دار کردن حضور مردم با القاء دوگانه حمایت از کشور و حمایت از نظام، و یادآوری کشته شدگان اغتشاشات آبانماه، بی اهمیت جلوه دادن حمله موشکی به پایگاه نظامی عین الاسد امریکا در عراق، و در آخرین اقدام خود همسو با رسانه های امریکایی و انگلیسی با سوء استفاده از یک اشتباه انسانی در سقوط هواپیمای اوکراینی اشک تمساح ریختن برای قربانیان این سانحه تاسف بار سعی در از بین بردن این سرمایه بزرگ ملی داشته ودارند.

بازدارندگی ترس از ضربه دوم رقیب یا دشمن است و در آن سه مولفه قطعیت، شدت و سرعت دارای اهمیت است. حمله موشکی ایران هر سه مولفه را داشت.

عوامل بازدارنده حمله به ایران متعدداند. همبستگی اجتماعی مردم شریف ایران که همیشه با زمان سنجی مناسب و با هوشمندی انقلابی، با حفظ حضور خود در صحنه های مختلف قدرت اجتماعی ایران اسلامی را به رخ دشمنان می کشند، تجیهزات نظامی پیشرفته و فوق پیشرفته بومی مانند توان موشکی، پهبادی، سایبری، لیزری و امثالهم، شبه نظامیان جبهه مقاومت در افغانستان، عراق، لبنان و یمن، جغرافیای سخت، موقعیت سوق الجیشی و استراتژیک منطقه ای، در اختیار بودن دو تنگه مهم هرمز و باب المندب، نزدیکی و در تیررس بودن رژیم صهیونیستی، و پایگاه­های امریکا در منطقه برخی از مولفه های بازدارندگی دشمنان انقلاب اسلامی و ایران هستند.

در کنار عوامل فوق عامل دیگری که موجب می شود دشمنان انقلاب از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کنند. وجود جریان واگرا در کشور است که همانند سربازان امریکا با هماهنگی و تبعیت از آنها، اهداف و منویات آنها را تعقیب می کنند. در گیر نمودن ایران در یک جنگ نظامی شرایط جنگی را بوجود می آورد که مردم و دولت عرصه را بر این وابستگان فکری و پیاده نظام فرهنگی و اجتماعی امریکا تنگ نمایند. لذا پس از اجتماعات میلیونی مردم در مراسم تشیع شهید سلیمانی، برای حفظ عوامل خود و ممانعت از فشار به آنها، رو به جنگ اجتماعی که هدفش تقلیل و نابودی سرمایه اجتماعی و همبستگی ملی آوردنده اند.

حادثه تلخ سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین که در آن تعدادی از عزیزانمان و برخی افراد از اتباع کشورهای دیگر دارفانی را وداع گفتند یک شوک خبری بزرگی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. از خداوند متعال برای آن عزیزان رحمت و مغفرت طلب می کنیم و به خانواده های محترم شان تسلیت عرض می نمائیم.

صرف نظر از هر نوع تحلیلی آنچه مسلم است خبر سقوط هواپیما در جنگ رسانه ای استکبار جهان با جبهه مقاومت موجب شده است که خیلی زود موضوع ترور شهید سلیمانی، حضور مردم در اجتماعات چند میلیونی در تشیع پیکر پاک شهیدان و تحمل شکست امریکا در حمله موشکی ایران به پایگاه عین الاسد تحت شعاع قرار گیرد.

این واقعه ناگوار از یک منظر که اشتباه و خطایی انسانی بوده و یا حتی با خطای تکنولوژیک رخ داده، امری است محتمل که همیشه بخصوص در شرایط سخت درصدی از احتمال وقوع را دارد. در چنین شرایطی نحوه برخورد با اشتباه و چگونگی مدیریت آن در بسیاری از مواقع از خود مشکل مهمتر است. معمولا این نوع موضوعات دارای ابعاد فنی، حقوقی، اجتماعی، امنیتی، ملی و بین المللی است و برخورد با آنها و اظهار نظر درباره آنها از پیچیدگی خاصی برخوردار است که به دقت بالا و صرف زمان نیاز دارد. اما بطور کلی می توان گفت:

  • اول می بایست از بازماندگان آنها دلجویی به عمل آید و خسارات آنها تامین شود. مسئولان نظامی مرتبط و پاسداران عزیز در این شرایط در کنار این خانواده ها باشند و دردهای آنها را التیام بخشند.
  • دوم باید موضوع دقیقا مورد بررسی قرار گیرد و خاطی­یان به هر میزان که در بروز این حادثه تلخ و غم انگیز سهم داشته اند تنبیه و مجازات شوند. کسانی که خطای عملیاتی داشته اند و کسانی که در فراهم کردن شرایط خطای عملیاتی نقش داشته اند.

طبیعت این نوع مسائل بگونه ایست که بررسی زمان بری دارند و از سوی دیگر اخبار مربوط به آنها دارای طبقه بندی امنیتی است. لذا نمی توان بدون رعایت جوانب لازم آنها را رسانه ای کرد. باید دقیق و کارشناسانه بررسی شود و  متناسب با قصور وتقصیری که در آن وجود داشته با مسئولان و خاطی­یان آن برخورد شود. باید در بررسی رفتار افراد ذیربط نیز به شرایط اقدام آنها نیز توجه داشت. انصاف آن است که شرایطی که منجر به چنین تصمیم و اقدامی می شود نیز مورد توجه باشد. نتیجه این بررسی ها نیز با رعایت جوانب به اطلاع عموم رسانده شود.

  • سوم چگونگی مواجه مردم با این موضوع است. آنچه در فضای مجازی دیده می شود غم انگیز، نگران کننده و تهوع آور است. گویی عده ای از  کشته شدن تعدادی انسان و داغداری خانواده هایشان بسیار سرخوش از پیروزی در رقابت سیاسی و جناحیشان هستند. آنچه دیده میشود بیانگر آن است که جریان دوقطبی ساز جامعه از این مصیبت ملی نیز درصدد کاهش سرمایه اجتماعی ملی ماست.

اگر خطای انسانی را مبنا قرار دهیم و وجوه دیگر که بستر بوجود آمدن چنین خطایی بوده اند را نادیده بگیریم (احتمالات گوناگونی از جمله اختلال در شبکه راداری پدافند و… وجود دارد)، این رفتار اشتباه تشخیص، تصمیم و اقدام اشتباه و خطای فردی است. باید در فرصت لازم موضوع بررسی شود و افراد متناسب با خطایی که داشته اند تنبیه و مجازات شوند. این یک خواست معقول و منطقی است.

اما یک خطای فردی را مستمسک حمله به یک نهاد انقلابی کردن و بنای تضعیف و رودرو نمودن آن با مردم را داشتن خطا و اشتباه بزرگتر است. بویژه وقتی مشاهده می کنیم که این نهاد از یک سو سابقه درخشانی در دفاع از این مرز و بوم و نوامیس مردم داشته اند و از سوی دیگر این اقدامات مورد تایید و حمایت و پشتیبانی دشمنان ماست این خطای بزرگ بزرگتر هم میشود. نادیده انگاشتن زحمات شبانه روزی فرزندان غیور این مرز و بوم که امنیت جانی و مالی و نوامیس ما را تامین می کنند منصفانه، اخلاقی و مطابق با مصالح ملی نیست.

نباید یک اشتباه انسانی غیرعمدی هر چند تلخ و ناگوار مستمسکی برای تضعیف نیروهای مسلح کشورمان شود. هنوز یک هفته از غم و اندوه شهادت یکی از دلاور مردان این سرزمین که جان خود را فدای این مردم و کشور کرد و بدست شقی ترین افراد در خون خود غلتید نگذشته است. نباید رشادت‌ها و جان‌فشانی‌ها، ایثار و فداکاری‌های نیروهای مسلح که ضامن امنیت ما هستند را نادیده بگیریم.

شرم آور است که این واقعه را تبدیل به اهرم فشار جناحی سیاسی نموده با امنیت کشور را نشانه رفته‌اند. انتظار می‌رود همه با هم به این مشکل به عنوان یک مشکل ملی برای کشورمان بنگریم. روا نیست فضای سیاسی ژورنالیستی متعفن وابسته به بیگانگان و واگرایان سیاسی و فرهنگی داخلی در اینگونه ماجراها جریان سازی کند و برای مردم و کشور مشکل ساز باشد.

پس از حمله داعش به مجلس و مرقد امام راحل چه کسانی از عزت و غرور ملی ما دفاع کردند؟ چه کسانی مرزهای خاکی و آبی ما را امن کرده اند؟ چه کسانی با اقتدار افتخار آمیز خود ناوهای دشمنان این مردم و این آب وخاک را دور نموده و بعضا متجاوزان را دستگیر یا متنبه کرده اند؟ چه کسانی در شرایط بحرانی و بلایای طبیعی اعم از سیل و زلزله و خشکسالی در کنار مردم هستند و بار مصیبت مردم را به دوش می کشند؟

امروز اگر بدون توجه به پیشینه درخشان ایثار و فدارکاری و مجاهدت های 40 ساله سپاه، مجازات افرادی که موجب سقوط هواپیما شدند را طلب می کنیم، باید محاکمه و مجازات کسانی که چنین وضعیت اقتصادی به مردم تحمیل کرده اند و کسانی که انتخاب این افراد را با شعار دوباره تکرار کنید به مردم تحمیل کردند را به عنوان مجرم و بعضا خائن مطالبه نمائیم. کسانی که امریکائیها را امیدوار کردند که می توانند با حمایت از ایادی خود در ایران به اهداف خود دست یابند نیز باید محاکمه و مجازات شوند.

در اینکه ما در شرایط جنگی هستیم هیچ تردید نیست. و در اینکه این جنگ در ابعاد اجتماعی و فرهنگی بسیار مهم است نیز تردید نیست. جای تعجب است که چرا اداره کشور در بخشهای مختلف بویژه در عرصه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، متناسب با شرایط، آرایش جنگی نگرفته است. همه کسانی که به نحوی در این جنگ سهم و نقش دارند باید همانند دوران جنگ به میدان بیایند. همانند اقتصاد مقاومتی ما نیازمند یک فضای رسانه ای مجازی مقاومتی و متناسب با شرایط جنگ اجتماعی و فرهنگی هستیم تا بوسیله آن بتوانیم از کاهش سرمایه های خود جلوگیری کرده و بر آنها بیافزاییم.

در این شرایط نباید فضای رسانه ای و تبلیغاتی همسو با دشمنان مردم و کشور قرار گیرد. سربازان آتش به اختیار جبهه فضای مجازی انقلاب نباید در این شوک خبری کم بیاورند و میدان را ترک کنند. شما صادقانه با مردم صحبت کرده ایم. آنچه مطلع بودید را بیان کرده و از آن دفاع کرده اید.  ماندن در مسیر انقلاب اسلامی، تداوم راه شهیدان و ان شاء الله عاقبت بخیری و شهادت در این را سهل و آسان نیست و باید هزینه های آن را قبول کرد. به جهاد خود در راه خدا و انقلاب تا نابودی جبهه کفر و نفاق ادامه دهیدکه نصر و پیروزی با شماست. مسئولان مرتبط با اداره فضای مجازی نیز هرگونه رفتار سوء را رصد کرده و با کسانی که با دروغ گویی و شایعه پراکنی موجب تشویش اذهان عمومی می شوند به شدت برخورد نماید. این نقطه ضعف ما نباید نقطه امید دشمنان باشد بلکه باید با هوشمندی انقلابی و متناسب با شرایط جنگی دفع گردد.

مردم سراسر میهن عزیز اسلامیمان علیرغم وجود مشکلات معیشتی و اقتصادی و برخی گله مندیهای به حق دیگر در عرصه فرهنگی و سیاسی، در مراسم تشیع پیکر شهدای مقاومت در یک رفراندوم ملی خود جوش، بی اینکه جریان واگرای غرب باور و مفسدان اقتصادی و سیاسی بتوانند رای آنها را منحرف کنند شرکت کردند و رای به ادامه مسیر مقاومت و ادامه راه بر اساس اصول ناب و تمام و کامل انقلاب اسلامی به پیشوایی و امامت رهبر معظم انقلاب دادند.

اکنون که کشور بواسطه یک اشتباه رفتاری با مشکل بزرگ سقوط هواپیمایی که تعدادی از مسافران آن خارجی بودند مواجه است برماست که همه باهم این مشکل را ملی بدانیم و برای حل آن اقدام کنیم و بهانه بدست سوء استفاده کنندگان ندهیم. بجای اینکه خودمان سرمایه های بدست آمده را تقلیل دهیم سعی در ارتقاء و پویایی آن داشته باشیم. باید با رفتار منطقی و عقلانی منطبق بر منافع ملی مراقبت نمائیم که این موضوع تبدیل به وسیله باج خواهی و اعمال فشار به مردم و کشور از سوی دولت های دیگر نشود.

در شرایط جنگی موجود کشور عزیزمان با چهار مشکل اساسی در چهار خرده نظام اجتماعی روبروست که هریک نوعی سرمایه ملی ما را می‌کاهد. در عرصه اقتصادی مشکل فسادمالی، در عرصه سیاسی با مشکل عدم وفاق نخبگان و واگرایی سیاسی غرب گرایان، در عرصه فرهنگی وجود و گسترش فرهنگ واگرای مدرن و در عرصه اجتماعی با تقلیل سرمایه اجتماعی و همبستگی مواجه است. ریشه این چهار مشکل از عدم انطباق امور اداره کشور با اصول انقلاب اسلامی بطور تام و کامل است.

اگر حمله موشکی دلاورانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سیلی به گوش ترامپ و امریکای سفاک و خونریز بود، رفراندوم ملی مردم علاوه بر آنکه مشت محکمی بر پیکره رو به زوال استکبار جهانی و نظام سرمایه داری بود، سیلی محکمی به صورت جریان دگر اندیش داخلی نیز نواخت.

دل گرم به مددالهی باشیم که هرکس خدا را یاری کند خداوند نیز او را یاری خواهد کرد. آمریکا و اذناب منطقه ای و سربازان دلباخته و خودباخته داخلیش آخرین دست و پاهای خود را می زنند. بزودی شاهد خروج ذلت بار سربازان آمریکا در حالی که تابوت همقطاران خود را بدوش می کشند  از جای جای منطقه غرب آسیا خواهیم بود. و بزودی خواهیم دید که مردم نیروهای وابسته آنها را خود مجازات کرده و به زباله دان تاریخ خواهند فرستاد.

الیس الصبح بقریب.

منتشر شده در ایسنا

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن