دسته ها

بایگانی

آمارگیر

افراد آنلاین : 2
بازدید امروز : 465
بازدید دیروز : 386
بازدید این هفته : 465
بازدید این ماه : 10965
بازدید کل : 498537

اخبار

انتشار مقاله حمایت­ دولت از کسب­ وکارهای خانگی موانع و راه ­حل­ ها

مقاله حمایت­ دولت از کسب­ وکارهای خانگی موانع و راه ­حل­ ها در مجله برنامه ریزی رفاه و توسعه ...

ادامه ...

انتشار مقاله الگوی راهبردی گفتمان بسیج در حفظ و تداوم بیداری اسلامی

مقاله  الگوی راهبردی گفتمان بسیج در حفظ و تداوم بیداری اسلامی در فصلنامه راهبرد دفاعی منتشر شد.   چکیده گفتمان بسیج ...

ادامه ...

انتشار مقاله بررسی مجازات­ های اجتماعی جایگزین حبس و کاهش جرم

مقاله بررسی مجازات­ های اجتماعی جایگزین حبس و کاهش جرم در مجله مطالعات جامعه شناسی منتشر شد. چکیده مجازات حبس با ...

ادامه ...

شروعی دوباره

بسم الله الرحمن الرحیم   شروعی دوباره   دوباره سلام و به قول سهراب سپهری: به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز ...

ادامه ...

انتشار مقاله بررسی عوامل مؤثر بر کارآمدی سیاسی دولت‌ها در منطقه غرب آسیا

مقاله بررسی عوامل مؤثر بر کارآمدی سیاسی دولت‌ها در منطقه غرب آسیا چکیده هدف اصلی این مطالعه بررسی عوامل سیاسی ...

ادامه ...

کانال تلگرامی دکتر پرچمی: جامعه ما، ایران

جامعه ما، ایران کانال  تلگرامی دکتر پرچمی با عنوان جامعه ما؛ ایران در تلگرام مطالب مدنظر ایشان را منتشر ...

ادامه ...

دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد

در تاریخ 6 بهمن ماه ساعت 10 در تالار ناصرخسرو جلسه دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد آقای فیصل ابراهیم به شرح زیر ...

ادامه ...

     باسمه تعالی ساقیا آمدن عید مبارک بادت  وان مواعید که کردی مرواد از یادت شادی مجلسیان در قدم و ...

ادامه ...

جلسه دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد خانم زهره قویدل

در تاریخ 23 دی ماه ساعت 10 در اتاق 315 جلسه دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد خانم زهره قویدل ...

ادامه ...

کاج شکسته روحانی

طرح کارانه اشتغال جوانان ( طرح کاج ) از قبل شکست خورده است. اقای روحانی بی توجه به سابقه خود در نفی وعده هایی که به مردم داده است در برنامه تلویزیونی خود طرح کاج (کارانه اشتغال جوانان ) که به طرح کاروزی تغییر داده را برای رفع مشکل بیکاری جوانان معرفی کرد. نگاه کارشناسی به این طرح غیر کارشناسی بودن، از قبل شکست خورده بودن آن، ضعف دولت در برنامه ریزی و عدم شناخت آن از واقعیات جامعه را نشان می دهد.عنصر اساسی این طرح این است که دانش آموختگان دانشگاه­ها دارای مهارت لازم نیستند و با کارورزی در بنگاه های اقتصادی کسب مهارت کرده و سپس بنگاه های اقتصادی آنان را استخدام و مشغول کار می کنند.

دکتر پرچمی

در طرح کاج قرار بود تا ۶ ماه یک سوم حداقل حقوق مصوب یعنی ۳۱۰ هزار تومان در ماه را به این دانش آموختگان دانشگاهی بپردازند و اگر واحدی اقتصادی آنها را استخدام کرد دولت تا دو سال ۲۷ درصد سهم کارفرمای حق بیمه فرد استخدام شده را به جای آن بنگاه اقتصادی بپردازد. آقای روحانی در برنامه تلویزیونی خود در تاریخ ۹۶٫۲٫۲۳ از همین ابتدا تفاوت هایی با ” طرح کاج ” اعلان شده بوجود آورد که صرف نظر از نامناسب بودن آن بیانگر عدم توانایی دولت در اجرای این طرح می باشد. ایشان در این برنامه تبلیغاتی خود اعلان کرد که طرح کاروزی به مدت ۴ ماه_ یعنی ۲ ماه کمتر از طرح _ با یک چهارم حداقل حقوق _ به جای یک سوم که ۳۱۰ هزار تومان بود یعنی ۲۳۲ هزار تومان _ و پرداخت یکسال سهم کارفرما حق بیمه _ به جای دوسال _  به اجرا در می آید.

سئوال اینجاست آقای رئیس فکر می کنند در بازار نیروی کار تقاضا وجود دارد؟ و دانش آموختگان دانشگاهی !!!- و نه افراد کم سواد و غیر دانشگاهی- مهارت لازم برای پاسخ به این تقاضا را ندارند؟ یا کارفرمایان ظرفیت بکارگیری نیروی جدید را دارند و این ظرفیت با دریافت یک سال سهم کارفرمای حق بیمه از دولت افزایش خواهد یافت؟

طرح کاج نشان دهنده آن است که دولت نه تنها هیچ برنامه ای برای رفع بیکاری ندارد حتی از حداقل شناخت کارشناسی از معضل  بیکاری و ریشه های آن هم ندارد و بنابراین با طرح های متعددی که اجرای آن نه ممکن است و نه مفید فرصت ها را از جامعه گرفته، منابع را تلف کرده و روز بروز بر جمعیت بیکاری و در نتیجه مشکلات مردم می افزاید. گواه این ادعا سرنوشت دو طرح تکاپو و حرکت است که برای حل معضل بیکاری اجرا شده است. این طرح ها نیز بدلیل غیر کارشناسی بودن و عدم انطباق با شرایط واقعی جامعه و اوضاع بد اقتصادی ناموفق بوده اند. ظاهرا اجرای آزمایشی طرح کاج حداکثر ۴۰ درصد موفق بوده است.

در شرایطی که بر اساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار سال ۹۵ که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده، نرخ بیکاری در سال جاری با افزایش ۱٫۴درصدی، ۱۲٫۴ درصد و به قول وزیر تعاون برای تحصیل کردگان به  ۴۰ درصد رسیده است با تزریق این مسکن ها نمی شود بیکاری را رفع نمود، بلکه این عدم موفقیت ها بر ناامیدی مردم و جوانان می افزاید و عواقب منفی برای جامعه خواهد داشت.

در این رابطه لازم است به موارد ذیل توجه شود:

  • اگر دولت معتقد است دانش آموختگان دانشگاه ها صلاحیت تخصصی لازم و مهارت کافی برای کار در عرصه اقتصادی کشور ندارند چرا به رفع آن در نظام آموزش عالی کشور نمی پردازد. این طرح نوعی زیر سئوال بردن نظام تربیت نیروی انسانی متخصص در مهمترین ساختار اجتماعی نهاد علم کشور یعنی دانشگاه هاست. برای رفع این معضل می توان با جایگزین و اضافه کردن واحدهای درسی عملی و کاورزی و متحول نمودن محتوا و روش گذراندن این واحدها این نقیصه را بر طرف نمود. امروز در دانشگاه ها شرایطی بوجود آمده است که کیفیت دوروس عملی و کاورزی و پایان نامه جدی گرفته نمیشود و به تفاوت های بین شاخه های مختلف علوم و رشته های تحصیلی توجه لازم صورت نمیگیرد. دولت با طرح کاج به جای رفع این نقیصه مسکنی را ارائه کرده که در بلند مدت مشکل آفرین شده و امکان تداوم آن وجود ندارد.
  • واقعیت این است که این نقیصه در نظام آموزشی اعم از متوسطه وعالی وجود دارد و با این شیوه ها رفع نخواهد شد. نظام آموزش عالی نیازمند تحول کمی وکیفی در ابعاد مختلف خود است. برای این منظور برخی تغییرات ساختاری لازم است.

 ابتدا درسطح خرد، رویکرد تربیتی در نهاد های آموزشی اعم از مدارس و دانشگاه ها نیازمند تغییر و اتخاذ رویکرد نقش محور در آموزش و تربیت است. رویکردی که دانش آموختگان را برای ایفای همه نقشه ای اجتماعی و نه فقط _آنهم در صورت موفقیت _ برای نقش شغلی آماده می کند. تاکید بر ارتقاء توانایی های عمومی و نقش شغلی آموزه ای است که از ضرورت تامین نیروی انسانی برای نظام اقتصادی سرمایه داری اتخاذ شده است. این تحول نیازمند تدوین و تنظیم سند توسعه جامعه آموزش، اشتغال و تامین اجتماعی است.

در این راستا سه تغییر اساسی در آموزش عالی کشور لازم است: ۱- اتخاذ روش نخبه گزینی دانشجو در رشته های مختلف متناسب با نیاز های حال و آینده کشور ۲- تغییر در نظام ارتقاء استادان دانشگاه ها از مقاله محوری به حل مسئله. فعالیت های علمی استادانی که به نحوی به حل یک مسئله ای – بویژه مسائل کاربردی –  که در حوزه تخصصی آنها در جامعه وجود دارد به گواهی دستگاههای اجرایی  منجر شود. ۳- برنامه ریزی برای آنکه دانشگاهها بخشی از اعتبارات خود را از فروش خدمات علمی اعم از آموزشی و پژوهشی تامین نمایند. هرچند که این رویه تا حدودی وجود دارد اما لازم است این بخش از بودجه دانشگاه ها سال به سال افزوده شود، بطوری که بخش اعظم اعتبارات دانشگاه ها را به خود اختصاص دهد، این برنامه هم به ارتقاء کیفیت و رشد علمی کشور کمک می کند و هم در مهارت آموزی دانشجویان موثر خواهدبود.

  • تغییر ساختاری لازم دیگر متحول شدن ساختار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تجدید نظر در رابطه دو بخش اشتغال و آموزش بویژه آموزش عالی در سیاستگذاری کلان کشور است.

گسترش آموزش عالی در بخش تربیت نیروی انسانی، مبتنی بر نیاز سنجی بخش اشتغال با الزامات  ناشی از توجه به شرایط اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی حال حاضر و نیازهای پیش رو و با درک تغییر و تحولات جمعیتی و گسترش مرزهای دانش، بویژه فناوری های نوین  باید صورت گیرد. این اقدام از اصلی ترین وظایف بخش منابع انسانی همه دستگاههای اجرایی اعم از اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، دولتی، عمومی و خصوصی است. در حال حاضر این رابطه معکوس است به جای اینکه بخش اشتغال نیاز خود را شناسایی و پیش بینی کند و بخش آموزش عالی در صدد تربیت و تامین نیروی انسانی متخصص آن برآید، بخش آموزش بدون مطالعات نیاز سنجی، نیروی انسانی متخصص تربیت و وارد جامعه می نماید و بخش اشتغال موظف است برای آن کار ایجاد کند. این رابطه از دلائل مهم عدم تناسب رشته های علمی و دانش آموختگان دانشگاه ها با نیازهای جامعه و شرایط بازار کار بوده و اتلاف سرمایه سالانه آن بیش ۲۰ از هزار میلیارد تومان است.

  • علاوه برآن لازم است بخش تعاون که یک بخش اقتصادی است و می تواند نهادی برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد اشتغال باشد از این وزارت جدا و اگر خود دوباره یک وزارت نشود حداقل به وزارت اقتصاد ملحق گردد. در حال حاضر تعاونی یک بخش خدماتی و آن هم طفیلی وزارت کار شده است. این امر که با روح قانون اساسی که تعاونی را یکی از ارکان نظام اقتصادی معرفی کرده همخوانی ندارد و از علل مهم عدم موفقیت بخش تعاون است.
  • از این مباحث اساسی که بگذریم، آیا طراحان ” طرح کاج ” فکر می کنند که مشکل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه ها نداشتن مهارت است. در این ۴ سال کارخانجاتی تعطیل شده است که کارگران با تجربه و با مهارت نزدیک به بازنشستگی خود را بیکار کرده اند. به نظر می رسد تیم کارشناسی تدوین کننده طرح بیشتر نگاه انتخاباتی و تبلیغاتی به موضوع داشته اند تا نگاه به حل معضل زندگی مردم. طرح کاج زمانی کارایی دارد که ما ظرفیت خالی شغلی داشته باشیم ولی نیروی کار مناسب آن نداشته باشیم. اکنون که ترخ بیکاری کشور به ۵/۱۲ رسیده و در سال گذشته ۴/۱ درصد افزوده شده، این نیروها در کدام تقاضای بازار نیروی کار بکارگیری خواهند شد. رتبه شاخص سهولت کسب وکار کشور سال گذشته نسبت به سال قبل خود سه رتبه بدتر شده است. و از رتبه ۱۱۷ جهان به ۱۲۰ تقلیل یافته ایم.

شاخص سهولت کسب و کار

  • آیا زتدگی یک جوان در گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال –جوانان تحصیل کرده مشمول طرح- که باید ازدواج کرده یا در شرف ازدواج باشند می تواند با ۳۱۰ هزار تومان یعنی یک سوم حداقل حقوق مصوب آنهم فقط برای ۶ ماه، زندگی کند. متاسفانه تلاشهای دولت در این ۴ سال در این حد موفق نبوده است.
  • آیا طراحانِِ طرح کاج به میزان استقبال بسیار کم بنگاههای اقتصادی فکر کرده اند. بنگاه ها تمایلی به پذیرش این افراد نشان نخواهند داد، بویژه اگر احساس کنند ممکن است برای استخدام آنها تحت فشار هم قرار بگیرند.

 با فرض اعتماد به دولتی که نتوانسته وعده های خود را عملی کند و ناچار آنها را نفی می کند، با پرداخت حق بیمه کارفرما که کل آن قریب ۶ میلیون تومان در طول دو سال خواهد شد و با وجودی که دیگر موانع فعالیت اقتصادی به قوت خود باقی و هیچ امیدی به بهبود آن نیست، بنگاه های اقتصادی این افراد را به کار نمی گیرند.

این جوانان سرمایه و امکان مالی لازم را برای آنکه خودشان هم ادامه فعالیت بدهند را ندارند. حلقه مفقوده بعدی طرح کاج که به آن توجه هم نشده موضوع دادن تسهیلات است که دولت در نقد رقبای انتخاباتی خود مدعی است منابع آن را ندارد. بنابراین اولا این طرح با ازدیاد بودجه جاری وزارت تعاون بودجه جاری دولت را افزایش می دهد و موجب اتلاف منابع مالی می شود. ثانیا احتمال تبانی بین کارفرمایان و کارگران موجود و یا اخراج برخی کارکنان موجود و بکارگیری نیروهای جدید وجود دارد.

  • آقای روحانی در برنامه های انتخاباتی و مناظره ها بدرستی رشد اقتصادی را عامل ایجاد اشتغال بیان کرده اند. اما رشد اقتصادی ناشی از تولید می تواند زمینه اشتغال پایدار را فراهم کند و نه رشد اقتصادی ناشی از فروش نفت و میعانات گازی. رکود اقتصادی و سختی شرایط کسب و کار است که بیکاری را افزایش داده و نه نداشتن مهارت و لنگ بودن برای حق بیمه کارفرما. اگر رکود رفع شود این عوامل می تواند نقش مشوق و ایجاد انگیزه داشته باشند.
  • نکته مهم دیگر قابل توجه موضوع پنجره جمعیتی است. یعنی جمعیت یک دوره زمانی که جمعیت گروه سنی زیر ۱۵ سال و بالای ۶۵ یا ۷۰ سال یک کشور هر یک حدود ۱۵ درصد و جمعیت ۱۵ تا ۶۵ سال حدود ۷۰ درصد باشد. این وضعیتی است که امروز در ایران با آن مواجه ایم و بطور معمول تا ۵۰ سال دیگر پیامدهای آن در کشور تاثیر گذار است. این دوره یک فرصت طلایی است که اگر برنامه ریزی لازم برای آن نشود تبدیل به یک تهدید خواهدشد. واقعیت این است که مشکل بیکاری، ازدواج و مسکن جوانان ناشی از این پدیده است و همه دولتهای پیشین از کارگزاران، اصلاحات، دولت قبل و این دولت در بوجود آمدنش مقصرند.

چرا که وقتی ما دردهه ۶۰  بالاترین نرخ رشد جهان یعنی ۷/۳ تا ۹/۳ را تجربه کردیم باید برای این جمعیت برنامه ریزی می کردیم. وجود این مشکلات را به گردن دولت قبل انداختن خطاست. همه دولت های قبل که عمده آنها زیر پرچم اصلاحات جمع شده و از مردم طلبکارند در ایجاد این وضعیت مقصرند. قصور این دولت هم آن است که اولا نتوانسته کاری برای رای حل این مشکل مردم انجام دهد. مردم در اشتغال، ازدواج و مسکن جوانانشان تحت فشار هستند. دوما این دولت صادقانه با مردم صحبت نمی کند. آمار غیر واقعی به مردم دادن و مقصر سازی دولت قبل علاج کار نیست.

  • برای ایجاد اشتغال لازم است با رویکرد شبکه سازی اجتماعی و تشکیل خوشه های اقتصادی برخی حلقه های مفقوده زنجیره تولید که عموما در جامعه هم وجود دارد شناسایی و به هم متصل شوند.
  • امروز در مباحثات انتخاباتی شاهد هستیم که اصلاح طلبان رقبای خود را که وعده افزایش یارانه دهک پایین جامعه یعنی ضعیف ترین افراد جامعه را می دهند تطمیع و آن را تخلف و فریب مردم معرفی می کنند. آیا طرح هایی مانند کاج و افزایش حقوق مستمری بگیران کمیته امداد و بهزیستی که – باید هم انجام میشد اما نه در دو ماه مانده به انتخابات – و دهها وعده دیگر آنهم توسط دولتی که تقریبا به هیچیک از وعده هایش عمل نکرده از تطمیع و فریب مردم نیست؟

برچسبها: , , , , ,

درج یک دیدگاه

دنبال کنید